یک فروشگاه اینترنتی با ظاهر زیبا، یک سایت شرکتی با تصاویر حرفهای و یک وبسایت پزشکی با صفحه اصلی شیک را تصور کنید. هر سه طراحی شدهاند، روی موبایل باز میشوند و در نگاه اول مشکلی ندارند.
اما یک سؤال وجود دارد که معمولاً هنگام تحویل پروژه چندان جدی گرفته نمیشود: این سایتها قرار است دقیقاً چه کاری برای صاحب کسبوکار انجام دهند؟
قرار است فروشگاه سفارش بگیرد؟ شرکت از مشتریان بالقوه درخواست همکاری دریافت کند؟ بیمار بتواند بدون تماسهای مکرر نوبت رزرو کند؟
یا قرار است فقط یک آدرس اینترنتی به کارت ویزیت اضافه شود؟
امروز داشتن وبسایت دیگر بهتنهایی مزیت بزرگی نیست. ابزارهای هوش مصنوعی، قالبهای آماده و سایتسازها راهاندازی صفحات اینترنتی را سادهتر کردهاند. حتی فردی که برنامهنویسی بلد نیست، میتواند در مدت کوتاهی یک نمونه اولیه قابل قبول بسازد.
بااینحال، مسئلهای که سالهاست بسیاری از صاحبان کسبوکار با آن روبهرو هستند، همچنان پابرجاست: سایتی دارند که برایش هزینه کردهاند، اما نمیدانند چه نقشی در جذب مشتری و درآمدشان دارد.
شاید وقت آن رسیده باشد که بهجای پرسیدن «طراحی سایت چقدر هزینه دارد؟»، سؤال مهمتری مطرح کنیم:
چرا بعضی وبسایتها به بخشی از فرایند فروش تبدیل میشوند و بعضی دیگر فقط هزینه نگهداری دارند؟
وقتی طراح سایت، کسبوکار شما را نمیشناسد
فرض کنید مدیر یک شرکت خدمات صنعتی هستید و میخواهید سایت داشته باشید.
در جلسه اول با طراح، درباره رنگ سازمانی، لوگو، انیمیشن صفحه اصلی و نمونه سایتهای موردعلاقهتان صحبت میکنید.
چند هفته بعد، سایتی تحویل میگیرید که از نظر ظاهری واقعاً قابل قبول است.
اما وقتی مشتری بالقوه وارد سایت میشود، مشخص نیست شرکت دقیقاً در چه زمینهای تخصص دارد، چه خدماتی ارائه میدهد، در چه شهرهایی فعال است و چطور میتوان برای یک پروژه استعلام قیمت گرفت.
کاربر باید چند صفحه را باز کند تا شاید به شماره تماس برسد.
مشکل کجاست؟
نه لزوماً در رنگبندی، نه در فونت و نه حتی در کدنویسی.
مشکل این است که سایت قبل از شناخت مسیر تصمیمگیری مشتری طراحی شده است.
یک پروژه طراحی سایت حرفهای باید با شناخت کسبوکار آغاز شود. اینکه مشتری چه مشکلی دارد، با چه عبارتی جستوجو میکند، چه اطلاعاتی برای تصمیمگیری لازم دارد و چه چیزی باعث میشود به یک مجموعه اعتماد کند.
این موضوع برای تمام صنایع یکسان نیست.
کسی که به دنبال خرید یک قطعه خودرو است، رفتار متفاوتی با فردی دارد که میخواهد پزشک انتخاب کند. کسی که قصد رزرو تور مسافرتی دارد نیز الزاماً مانند مشتری خدمات حقوقی تصمیم نمیگیرد.
بنابراین، آیا منطقی است سایت تمام این کسبوکارها با یک ساختار تقریباً یکسان ساخته شود؟
چرا یک قالب زیبا برای همه کسبوکارها جواب نمیدهد؟
استفاده از قالب آماده اشتباه نیست. برای بعضی پروژهها، یک قالب مناسب و بهینهشده میتواند انتخاب اقتصادی و منطقی باشد.
مشکل از زمانی شروع میشود که نیازهای متفاوت کسبوکارها نادیده گرفته شوند و فقط تصاویر و نام خدمات تغییر کنند.
برای مثال، صفحه اصلی یک سایت پزشکی باید در همان نگاه اول درباره پزشکان، تخصصها، خدمات و مسیر نوبتگیری اطلاعات روشنی ارائه کند.
اما در یک فروشگاه اینترنتی، دستهبندی محصولات، جستوجو، موجودی، مشخصات کالا و فرایند خرید اهمیت بیشتری دارند.
این تفاوتها صرفاً ظاهری نیستند؛ به رفتار کاربران مربوطاند.
سایت پزشکی؛ بیمار دنبال اسلایدر نیست، دنبال پاسخ است
فرض کنید شخصی برای پیدا کردن یک متخصص پوست وارد سایت یک کلینیک میشود.
او احتمالاً میخواهد بداند پزشک چه تخصصی دارد، کلینیک کجاست، چه خدماتی ارائه میشود و آیا امکان رزرو نوبت وجود دارد.
اگر در عوض با صفحهای پر از انیمیشن و تبلیغات مواجه شود که اطلاعات اصلی را پنهان میکند، زیبایی سایت مشکل او را حل نکرده است.
در طراحی سایت پزشکی و کلینیک باید مسیر دسترسی به پزشکان، خدمات، اطلاعات مراجعه و در صورت نیاز نوبتدهی آنلاین متناسب با فرایند واقعی مجموعه طراحی شود.
حتی تفاوت میان مطب تکپزشک و درمانگاه چندتخصصی میتواند امکانات لازم را کاملاً تغییر دهد.
سایت فروشگاهی؛ وقتی مشتری محصول را پیدا نمیکند
در فروشگاه اینترنتی، موفقیت فقط به صفحه اصلی بستگی ندارد.
مشتری باید محصول موردنظر را پیدا کند، تصاویر و مشخصات آن را ببیند، گزینهها را مقایسه کند و مراحل خرید را بدون سردرگمی پیش ببرد.
تصور کنید یک فروشگاه لوازم یدکی دارید. مشتری ممکن است براساس مدل خودرو، سال تولید یا شماره قطعه جستوجو کند.
اگر سایت فقط یک فهرست طولانی از محصولات داشته باشد، حتی طراحی بصری عالی نیز نمیتواند تمام مشکلات خرید را برطرف کند.
در چنین شرایطی، طراحی سایت فروشگاهی باید با شناخت محصولات، فیلترهای کاربردی، ویژگیهای کالا، مدیریت موجودی و تجربه خرید انجام شود.
البته هیچ طراحیای فروش را تضمین نمیکند. قیمتگذاری، کیفیت محصول، اعتماد مشتری، ارسال و بازاریابی هم بر نتیجه اثر دارند.
سایت شرکتی؛ مشتری میخواهد بداند چرا باید شما را انتخاب کند
در سایت شرکتی، یکی از مهمترین مشکلات، استفاده از متنهای عمومی و تکراری است.
عبارتهایی مثل «ارائه خدمات با بالاترین کیفیت»، «تیمی متخصص و مجرب» یا «رضایت مشتری اولویت ماست» را میتوان در بسیاری از سایتها پیدا کرد.
اما این جملات بهتنهایی چیزی درباره توانایی واقعی یک شرکت ثابت نمیکنند.
اگر شرکت خدمات تخصصی ارائه میدهد، مشتری بهتر است بتواند محدوده خدمات، روش اجرای پروژه، نمونهکارهای مرتبط و راه دریافت پیشنهاد همکاری را مشاهده کند.
یک صفحه طراحی سایت شرکتی زمانی مؤثرتر است که به پرسشهای واقعی مشتری پاسخ بدهد، نه اینکه صرفاً چند پاراگراف تبلیغاتی داشته باشد.
سایت ارزان همیشه انتخاب بدی نیست؛ سایت بدون برنامه چرا
بحث قیمتگذاری طراحی سایت معمولاً به مقایسه دو عدد محدود میشود.
یک مجری قیمت پایینتری پیشنهاد میدهد و دیگری مبلغ بیشتری اعلام میکند. انتخاب ظاهراً آسان است، اما بدون دانستن جزئیات پروژه نمیتوان درباره ارزش این پیشنهادها قضاوت کرد.
گاهی کسبوکاری واقعاً فقط به پنج صفحه معرفی نیاز دارد. در این شرایط، پرداخت هزینه زیاد برای توسعه امکاناتی که هیچگاه استفاده نمیشوند منطقی نیست.
در مقابل، فروشگاهی با هزاران محصول، سیستم موجودی، درگاه پرداخت و ارتباط با نرمافزار حسابداری نیازهای پیچیدهتری دارد.
سؤال مهم این است که چه چیزی در قرارداد گنجانده شده است.
آیا طراحی موبایل بهطور کامل بررسی میشود؟ آیا مدیریت سایت به صاحب کسبوکار آموزش داده میشود؟ آیا فرمها و فرایند خرید تست میشوند؟ آیا دسترسی کامل به دامنه و اطلاعات وجود دارد؟ آیا درباره توسعه آینده و پشتیبانی توافق مشخصی شده است؟
سایت ارزان ممکن است برای نیاز ساده، انتخاب درستی باشد.
اما سایتی که بدون بررسی نیاز واقعی ساخته شده، حتی اگر گران باشد نیز ممکن است انتخاب نامناسبی از آب دربیاید.
هوش مصنوعی سایت میسازد؛ آیا میتواند جای طراح سایت را بگیرد؟
این سؤال امروز دیگر صرفاً یک بحث میان برنامهنویسان نیست. صاحبان کسبوکار نیز با ابزارهایی روبهرو هستند که وعده ساخت سریع سایت میدهند.
واقعیت این است که هوش مصنوعی بسیاری از مراحل توسعه وب را سریعتر کرده است.
از تولید چیدمان اولیه و کدنویسی بخشهای تکراری گرفته تا پیشنهاد متن، ساخت نمونههای تعاملی و کمک به شناسایی بعضی خطاها، کاربردهای قابل توجهی دارد.
اما ساخت یک خروجی اولیه با تحویل یک سامانه قابل اتکا تفاوت دارد.
فرض کنید یک آژانس مسافرتی میخواهد سایت راهاندازی کند.
ساخت صفحهای که چند تصویر تور، قیمت و دکمه رزرو داشته باشد، تنها بخش کوچکی از پروژه است.
وقتی کاربر قصد جستوجوی سفر براساس مقصد، تاریخ و شرایط تور را دارد، یا وقتی مدیر سایت باید ظرفیت و اطلاعات تور را بهروزرسانی کند، طراحی فرایند اهمیت پیدا میکند.
در طراحی سایت گردشگری و آژانس مسافرتی باید مشخص شود آیا سایت فقط تورها را معرفی میکند یا قرار است ثبت درخواست، مدیریت ظرفیت، رزرو یا پرداخت نیز داشته باشد.
هوش مصنوعی میتواند در پیادهسازی این بخشها کمک کند، اما همچنان لازم است عملکرد واقعی آنها بررسی و آزمایش شود.
به همین دلیل، بحث اصلی دیگر صرفاً «طراح انسان در برابر هوش مصنوعی» نیست.
تفاوت اصلی میان کسی است که فقط ابزار را اجرا میکند و کسی که میداند با آن ابزار باید چه مسئلهای را حل کند.
چرا بعضی سایتها با وجود ظاهر حرفهای در گوگل دیده نمیشوند؟
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور میشود پس از طراحی سایت، گوگل بهصورت خودکار آن را در نتایج بالای جستوجو نمایش میدهد.
درحالیکه داشتن سایت و داشتن برنامه سئو دو موضوع مرتبط، اما متفاوت هستند.
فرض کنید یک شرکت کابینتسازی سایت جدیدی راهاندازی کرده است.
اگر تمام خدمات آن در یک صفحه کوتاه معرفی شوند، ممکن است اطلاعات کافی برای کسی که درباره کابینت ممبران، کابینت مدرن یا هزینه اجرای کابینت جستوجو میکند وجود نداشته باشد.
در چنین وضعیتی، ایجاد صفحات خدمات مستقل با محتوای کاربردی، نمونهکار مرتبط و توضیحات واقعی میتواند تجربه بهتری برای مخاطب فراهم کند.
همین موضوع درباره دندانپزشکی، سالن زیبایی، خدمات حسابداری، شرکت باربری یا فروشگاه تجهیزات پزشکی نیز صدق میکند.
البته ساخت صفحه برای هر عبارت مشابه، بدون محتوای منحصربهفرد، راهکار مناسبی نیست. هر صفحه باید نیاز مشخصی از مخاطب را برطرف کند.
گوگل در راهنمای محتوای مفید خود بر اطلاعات اصیل، تجربه واقعی، توضیحات دقیق و محتوای نوشتهشده برای مخاطب تأکید دارد.
Google for Developers
به همین دلیل، بهتر است قبل از طراحی ساختار سایت، تحقیق کلمات کلیدی و معماری اطلاعات انجام شود و پس از انتشار نیز عملکرد صفحات با دادههای واقعی بررسی شود.
وقتی سایت مخصوص کسبوکار شما طراحی میشود، چه چیزی تغییر میکند؟
برای روشنشدن موضوع، چند سناریو را در نظر بگیریم.
یک مشاور املاک به فهرست ساده ملک نیاز ندارد
در یک وبسایت املاک، مشخصات ملک باید قابل جستوجو و مقایسه باشند. نوع معامله، منطقه، بودجه، متراژ و امکانات ملک میتوانند در تصمیم مشتری نقش داشته باشند.
بنابراین طراحی سایت املاک باید براساس جستوجوی ملک، نمایش جزئیات و مسیر ارتباط با مشاور شکل بگیرد.
یک وکیل به اعتمادسازی دقیقتر نیاز دارد
کسی که برای یک موضوع حقوقی به دنبال وکیل است، معمولاً میخواهد حوزه فعالیت، نحوه دریافت مشاوره و اطلاعات حرفهای فرد را بررسی کند.
در طراحی سایت وکلا معرفی دقیق حوزههای خدمات، اطلاعات قابل استناد و مسیر درخواست مشاوره اهمیت زیادی دارد.
یک سالن زیبایی به نمونهکار و رزرو سادهتر نیاز دارد
مراجعهکننده سالن ممکن است قبل از تماس، نمونهکارهای رنگ مو، میکاپ یا خدمات ناخن را بررسی کند.
برای چنین کسبوکاری، گالری مرتب خدمات، تعرفههای قابل بهروزرسانی و سیستم نوبتدهی میتوانند ارزش عملی بیشتری از یک صفحه اصلی پیچیده داشته باشند.
یک رستوران باید منو و مسیر سفارش را در اولویت قرار دهد
مخاطبی که وارد سایت رستوران میشود معمولاً به دنبال منو، قیمت، آدرس، ساعت فعالیت یا امکان رزرو است.
بنابراین ساختار یک سایت رستورانی باید با سایت شرکت مهندسی یا کلینیک پزشکی متفاوت باشد.
نکته مشترک تمام این مثالها ساده است: سایت باید به سبک تصمیمگیری مشتریان همان کسبوکار نزدیک باشد.
ماجرا فقط جذب بازدیدکننده نیست؛ بعد از ورود چه اتفاقی میافتد؟
یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی سایت، اتفاقی است که پس از ورود کاربر رخ میدهد.
ممکن است سایتی از طریق گوگل یا تبلیغات، بازدیدکنندگان زیادی جذب کند، اما تعداد درخواستهای آن کم باشد.
در چنین شرایطی، مسئله لزوماً کمبود بازدید نیست.
شاید فرم تماس طولانی باشد، توضیحات خدمات واضح نباشند، دکمه دریافت مشاوره پیدا نشود یا سرعت صفحه روی موبایل پایین باشد.
برای مثال، در یک سایت خدمات ساختمانی، مشتری ممکن است بخواهد تنها با واردکردن متراژ و نوع خدمت، برآورد اولیه هزینه دریافت کند.
اگر چنین نیازی وجود دارد، طراحی یک ابزار محاسبه قیمت میتواند مسیر ثبت درخواست را سادهتر کند.
یا در سایت یک مجموعه خدماتی، امکان پیگیری درخواست با کد مشخص میتواند ارتباط با مشتری را منظمتر کند.
به این ترتیب، سایت از یک بروشور دیجیتال فاصله میگیرد و به ابزاری برای مدیریت بخشی از فعالیت کسبوکار تبدیل میشود.
البته برای مشخصشدن اثر واقعی چنین امکاناتی باید دادههایی مانند تعداد درخواستها، نرخ تکمیل فرم و کیفیت سرنخهای فروش بررسی شوند.
چرا در هانت طراحی سایت را از شناخت کسبوکار شروع میکنیم؟
در هانت، نقطه شروع پیشنهادی برای یک پروژه، انتخاب قالب یا رنگ سایت نیست؛ ابتدا باید مشخص شود صاحب کسبوکار از وبسایت خود چه انتظاری دارد.
برای یک شرکت، این انتظار ممکن است دریافت استعلام پروژه باشد. برای یک کلینیک، آسانترشدن ثبت نوبت. برای یک فروشگاه، مدیریت سفارشها و برای یک رسانه، انتشار منظم محتوا و ایجاد فرصت درآمدزایی.
به همین دلیل، در خدمات طراحی سایت هانت، شناخت مخاطب، معماری صفحات، تجربه کاربری، نسخه موبایل و امکان مدیریت محتوا از موضوعاتی هستند که پیش از تعیین محدوده پروژه بررسی میشوند.
هانت
این رویکرد به معنای آن نیست که هر کسبوکار به سامانهای پیچیده نیاز دارد. گاهی یک وبسایت ساده با ساختار درست انتخاب بهتری است.
آنچه اهمیت دارد، تناسب راهکار با مسئله واقعی مشتری است.
طراحی سایت و سئو نباید دو پروژه بیارتباط باشند
فرض کنید سایت یک شرکت خدماتی امروز طراحی میشود و شش ماه بعد تصمیم میگیرد برای جذب مشتری از گوگل سرمایهگذاری کند.
اگر از ابتدا ساختار خدمات، آدرس صفحات، لینکهای داخلی و معماری محتوا در نظر گرفته نشده باشد، ممکن است بخشی از سایت نیازمند اصلاح شود.
در هانت، امکان بررسی طراحی و خدمات سئو سایت در کنار یکدیگر وجود دارد.
هدف این است که صفحات علاوه بر نمایش مناسب، از نظر محتوا و ساختار نیز قابلیت توسعه داشته باشند.
البته رعایت اصول سئو هنگام طراحی، بهتنهایی تضمینکننده کسب رتبه مشخص در گوگل نیست.
نمونهکار واقعی مهمتر از وعده تبلیغاتی است
هنگام انتخاب شرکت طراحی سایت، بهتر است نمونه پروژهها را با نیاز خود مقایسه کنید.
در بخش نمونهکارهای هانت، پروژههایی در حوزه سلامت، املاک، گردشگری، رسانه و فروشگاه معرفی شدهاند؛ از جمله هلاریس، سوریو، بایفلای و سایر پروژهها.
هانت
پیشنهاد میکنیم هنگام بررسی نمونهکارها فقط به صفحه اصلی توجه نکنید. صفحات داخلی، نمایش موبایل، ساختار خدمات، فرمها و امکانات قابل استفاده را نیز بررسی کنید.
حتی میتوانید از مجری بپرسید مسئولیت او در هر پروژه دقیقاً چه بوده و چه بخشهایی را طراحی یا توسعه داده است.
این پرسشها معمولاً اطلاعات مفیدتری نسبت به عبارتهایی مانند «بهترین طراحی سایت» یا «حرفهایترین تیم» در اختیار شما میگذارند.
آیا واقعاً هر کسبوکاری باید سایت اختصاصی داشته باشد؟
نه الزاماً.
یک فروشنده خانگی که تازه فعالیتش را آغاز کرده، شاید در مرحله اول با یک صفحه معرفی ساده یا شبکههای اجتماعی نیاز خود را برطرف کند.
اما وقتی محصولات متنوع میشوند، مشتریان به جستوجو و مقایسه نیاز پیدا میکنند یا حجم درخواستها افزایش مییابد، داشتن سایت میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
همچنین برای مشاغلی که خدمات تخصصی ارائه میکنند، وبسایت میتواند محل انتشار اطلاعات منظم، پاسخ به پرسشهای مشتری و دریافت درخواست باشد.
بنابراین تصمیم درست این نیست که همه باید فوراً سایت گرانقیمت سفارش دهند.
تصمیم درست این است که کسبوکار بداند در چه مرحلهای قرار دارد و برای رسیدن به مرحله بعد، واقعاً چه امکاناتی نیاز دارد.
پیش از پرداخت هزینه طراحی سایت، این سؤالها را از مجری بپرسید
اگر قرار باشد تنها یک بخش از این مقاله را به خاطر بسپارید، همین بخش است.
قبل از قرارداد، از طراح سایت بخواهید درباره موضوعات زیر شفاف صحبت کند:
- مشتری قرار است پس از ورود به سایت چه اقدامی انجام دهد؟
- چه صفحاتی واقعاً برای کسبوکار من ضروری هستند؟
- طراحی صفحات با چه روشی انجام میشود و کدام بخشها اختصاصیاند؟
- آیا نمونه مرتبطی از عملکرد یا پروژههای قبلی وجود دارد؟
- نسخه موبایل چگونه طراحی و آزمایش میشود؟
- چه اقداماتی برای ساختار اولیه سئو انجام خواهد شد؟
- آیا مدیریت سایت و تغییر محتوای صفحات برای من امکانپذیر است؟
- مسئولیت پشتیبانی، رفع خطا و توسعه آینده چگونه مشخص میشود؟
- دسترسی دامنه، هاست، دادهها و نسخه پشتیبان در اختیار چه کسی خواهد بود؟
- چه امکاناتی در قیمت قرارداد وجود دارند و چه مواردی هزینه جداگانه خواهند داشت؟
مجری حرفهای الزاماً کسی نیست که به تمام درخواستهای شما پاسخ مثبت بدهد.
گاهی ارزش مشاوره تخصصی در این است که توضیح دهد یک قابلیت فعلاً برای کسبوکارتان ضروری نیست و میتوان بودجه آن را به نیاز مهمتری اختصاص داد.
حرف آخر؛ سایت نخرید، برای مسئله کسبوکارتان راهکار انتخاب کنید
دنیای طراحی سایت تغییر کرده و احتمالاً با پیشرفت ابزارهای هوش مصنوعی باز هم تغییر خواهد کرد.
امروز ساخت یک صفحه زیبا آسانتر از گذشته شده است؛ اما شناخت مشتری، طراحی فرایند مناسب، تولید محتوای قابل اعتماد و نگهداری فنی سایت همچنان اهمیت دارند.
اگر قصد سفارش سایت دارید، فقط به تصویری که قرار است در روز تحویل ببینید فکر نکنید.
به روزی فکر کنید که یک مشتری واقعی وارد آن میشود.
آیا میتواند خدمت موردنظرش را پیدا کند؟ آیا اطلاعات کافی برای اعتماد و تصمیمگیری دارد؟ آیا میداند قدم بعدی چیست؟ و آیا شما میتوانید بدون وابستگی دائمی به طراح، اطلاعات کسبوکارتان را مدیریت کنید؟
پاسخ این سؤالهاست که میتواند ارزش واقعی یک پروژه طراحی سایت را مشخص کند.
سایت خوب الزاماً سایتی نیست که بیشتر از همه جلب توجه کند؛ سایتی است که برای مخاطب درست، در زمان مناسب، کار درست را آسانتر کند.
اگر برای راهاندازی یا بازطراحی وبسایت کسبوکار خود به بررسی نیاز دارید، میتوانید از طریق صفحه طراحی سایت حرفهای هانت نوع پروژه، امکانات موردنظر و هدف کسبوکارتان را ثبت کنید تا محدوده اجرا و برآورد اولیه بررسی شود.


دیدگاهتان را بنویسید